الشيخ رسول جعفريان
80
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
است . برخى گفتهاند چگونه محقق كه متوفاى سال 993 است از آخرين لحظات حيات مير مخدوم كه دو سال پس از او درگذشته خبر مىدهد . چنين پاسخ داده شده است كه نقلى هم تاريخ فوت مير مخدوم را 988 مىداند . « 1 » چندين كتاب در ردّ بر نواقض الروافض نوشته شد كه مشهورترين آنها همين مصائب النواصب قاضى نور الله شوشترى است كه تاريخ خاتمهء تأليف آن رجب سال 995 هجرى است . اين كتاب سه بار به فارسى ترجمه شده است . « 2 » كتاب ديگرى با عنوان العذاب الواصب على الجاهد الناصب توسط ابو على حائرى ، رجالى معروف ( متوفاى 1215 ) نوشته شده است . « 3 » كتاب ديگرى با عنوان محق الباطل توسط حاج سيد محمد حسينى مرعشى ( متوفاى 1265 ) جد آية الله مرعشى نوشته شده است . رد ديگرى هم مير محمد بن محمد هادى حسينى مرعشى نوشته شده كه از آن آگاهى نداريم . « 4 » كتاب ديگرى با عنوان نوروزيه از ملا باقر بن اسماعيل كجورى در رد بر نواقض الروافض نوشته شده است . « 5 » كتابى هم با نام الشهب الثاقبة للناصبة توسط يكى از شاگردان قاضى نور الله نوشته كه در واقع رد بر تلخيص نواقض است كه توسط برزنجى صورت گرفته ، « 6 » و پيش از اين ، از آن ياد كرديم . برخوردهاى ديگر در روزگار صفوى ، نزاعها توسعه يافته و هر دو گروه مذهبى ، نيازمند فتاواى جديدى براى اثبات كفر ديگرى بودند ؛ زمينهء تاريخى فراوانى هم در هر دو گروه موجود بود ؛ چرا كه نزاعها ، از قرنها پيش وجود داشته ، صدها كتاب و رساله در ردّ يكديگر تأليف شده بود . در اين دوره ، آن ميراث احيا شد ، و فتاواى جديدى صادر گشت و هر روز نزاعها عمق بيشترى يافت . از اين زمان ، كتابهاى رديه گسترش يافت و نزاع شيعه و سنى نه تنها در آثار علمى ، بلكه در ادبيات عاميانه هم رواجى كامل يافت . يك نمونهء آشكار ، برگزارى مراسمى بود كه به نحوى منعكسكنندهء دشمنىهاى فرقهاى ميان شيعه و سنى بود . نقل مثالى از كاشان مناسب مىنمايد .
--> ( 1 ) . نك : مجلهء معارف ، سال 2 ، ش 3 ، صص 105 - 121 ؛ آينهء پژوهش ، ش 39 ( ويژهنامهء مقدس اردبيلى ) ص 64 ( 2 ) . آقا بزرگ ، ذريعه ، ج 4 ، ص 135 ، 143 ( 3 ) . همان ، ج 15 ، ص 240 ( 4 ) . نك : گزارش آية الله مرعشى نقل شده در مقدمهء مصائب النواصب ، ترجمهء چهاردهى ، ص 21 ( 5 ) . همان . ( 6 ) . آقا بزرگ ، ذريعه ، ج 14 ، ص 258 ؛ نسخهاى از آن در فهرست كتابخانهء اينديا آفيس ( ج 2 ، ص 420 ) معرفى شده است .